چگونه مشارکت کارکنان در سازمان را افزایش دهیم؟- نقش پیادهسازی فرهنگ کوچینگ
هرکسی که دستی در مدیریت و کسبوکار داشته باشد، میداند که مهمترین عامل موفقیتهای شرکتها، حتی با داشتن شرایط برابر، میزان همکاری در تیم و بالا بودن مشارکت کارکنان در سازمان است. ممکن است شما بهعنوان مدیر یا رهبر یک سازمان از تلفنهای مکرر یا شنیدن نارضایتیهای مشتریانتان، بهخصوص وقتهایی که فقط میخواهند با مدیر صحبت کنند، خسته شده باشید. جعبه دریافت ایمیلهای شما پر شده و وقت کافی برای رسیدگی و سروسامان دادن به امور نداشته باشید. کارکنان شما، به شما و چک کردنهای مکرر شما وابسته شدهاند، KPI شرکت یا سازمان شما رقم خوبی را نشان نمیدهد و نرخ گردش مالی هم وضعیت مطلوبی ندارد. سطح استرس در محیط کار بسیار بالا و سطح خدماتدهی بسیار پایین است.
حالا بیایید کمی خیالپردازی کنیم. سطح مشارکت کارکنان در سازمان شما بسیار بالاست. همه کارمندان به بهترین وجه در تیم شما حضور دارند و میخواهند با دلوجان برای شما کار کنند. هیچکس قصد ترک محل کارش را ندارد و نیروهای زیادی مایل به همکاری با شما هستند. همه کارکنان باانگیزه هستند و مدیریت کارهایشان را به عهده میگیرند، بهندرت فردی خواهان گفتگوی مستقیم با شما است و KPI شرکت در وضعیت خوبی قرار دارد و گردش مالی هم خوب است.
شما بهعنوان یک مدیر، چه گزینهها و راهکارهایی برای رسیدن به چنین فضای کاری بینظیر و دارای سطح حداکثری از مشارکت کارکنان در سازمان دارید؟
طبق آمارهای موسسه گالوپ، فقط ۳۳ درصد از نیروی کار در آمریکا مشارکت بالایی در سازمان از خود نشان میدهند. این آمار در سطح جهانی به ۱۵ درصد کاهش پیدا میکند و معنای آن، این است که مشارکت کارکنان در سازمان پایین بوده، اکثر تعهدات کاری از سر تمایل اتفاق نمیافتد و افراد در جایگاههای مناسب خود که در آن به بهترین وجه مشارکت داشته باشند، نیستند؛ خبر خوب این است که مدیران با استفاده از ابزارهایی مانند آموزش و ساخت بستر فرهنگ کوچینگی میتوانند بخش مهمی از این اتفاق را مدیریت کنند و بهرهوری سازمان را افزایش دهند.
بهعنوان یک مدیر، برای افزایش مشارکت کارکنان در سازمان، لازم نیست یک روزی همه کارمندان خود را صدا بزنید و به آنها درست و غلط یا برنامههای متحول کننده شرکت را یاد دهید، چیزی که شما به آن نیاز دارید، روندی مطمئن و مداوم، اعتمادسازی، شنیدن حرفهای آنها و بازخورد دادن به آنها به طریقی است که آنها متوجه شوند، شما درکشان میکنید و مهمتر از همه گسترش این فرهنگ در سازمان است.
در ادامه این بحث شما را با ۶ روش مطمئن و آزموده شده برای بالا بردن مشارکت کارکنان آشنا میکنیم:
۱- برایشان فرصت پیشرفت ایجاد کنید.
کارکنان شما به دنبال فرصت برای پیشرفت هستند و از شما انتظار دارند که این فرصت را برای آنها فراهم کنید. سازمانها باید بهترین شرایط را برای این نیاز کارکنان فراهم کنند به این خاطر که زمانی که این فرصت به آنها داده میشود، در کل حس مشارکت و تعلق بیشتری به سازمان پیدا میکنند.
فراهم کردن چنین فرصتهایی، یک گزینه بسیار عالی برای توسعه حرفهای کارکنان و افزایش مشارکت در آنها است. برنامههای کوچینگ سازمانی در این زمینه بسیار مؤثر هستند. علاوه بر این، کوچهای سازمانی، کمک بسیار خوبی برای رفع مشکلات موجود بر سر راه توسعه کارکنان، از نقص مهارتی گرفته تا نبود دانش و آگاهی، به شمار میروند.
۲-هوش هیجانی کارکنان خود را تقویت کنید.
همهروزه کارکنان و رهبران و مشتریان با یکدیگر در حال تعامل و تبادل هستند و دقیقاً به همین دلیل است که همه مدیران و کارکنان باید نسبت به احساسات خود و دیگران شناخت داشته و برای آنها اهمیت قائل باشند؛
چراکه همین احساسات است که میزان مشارکت کارکنان در سازمان را افزایش یا کاهش میدهد.
با بهبود هوش هیجانی (EQ)، کارکنان بهتر متوجه میشوند که پیامهایشان در چه شرایطی و به چه نحوی از سوی مخاطب دریافت میشود. این کار احتمال مشارکت هر دو طرف را افزایش میدهد و نتایج رضایتبخشتری به همراه میآورد.
فرآیند کوچینگ با آموزش دانش زبان بدن و شیوههای ارتباط غیر گفتاری به افراد، بهخوبی میتواند این وجه را در کارکنان تقویت کند. علاوه بر این مراجع کنندگان میتوانند نحوه پرسش کردن به شکل مؤثر را بیاموزند. کسب چنین آموزشها و اطلاعاتی به کارکنان کمک میکند تا درک درستی از یک موقعیت داشته باشند و متوجه شوند که رفتارهایشان چه تأثیراتی بر سایر افراد دارد.
۳-به کارکنان خود بازخوردِ درست بدهید.
بازخورد دادن و بازخورد گرفتن درست میتواند تأثیرات مهمی در افزایش مشارکت کارکنان در سازمان داشته باشد. زمانی که به کارمندی بازخورد میدهید، شما به دنبال ترغیب او برای پیشرفت در کارش هستید. بهعبارتدیگر این کار میتواند هم با تشویق او در زمانی که کارش را به نحو احسن انجام میدهد، صورت بگیرد و هم با گفتن نکات سازنده در زمانی که به بهبود احتیاج دارد. هر زمانی که مدیران بازخورد میدهند، کارکنانشان احساس میکنند که کارشان ارزشمند است و سازمان به پیشرفت آنها توجه نشان میدهد. این کار منجر به سطوح بالاتری از مشارکت و ابقای آنها در سازمان شود. همانطور که میدانید جابهجایی سریع نیروی کار یکی از عواملی است که به شرکتها و سازمانها ضرر میزند.
کوچینگ به ارسال و دریافت مؤثر بازخورد کمک میکند تا پیامها مشخص، متناسب و با توجه به بهبود عملکرد، داده شوند. این روند، گفتگو را برای طرفهای حاضر در آن، سازندهتر میکند. کارکنان همچنین میتوانند پیش از بازخورد دادن، این روند را با کوچ خود تمرین کنند.
۴-در کارکنان خود قابلیت پاسخگویی و مسئولیتپذیری ایجاد کنید.
یکی از پایههای مهم ساخت اعتماد در محیط کار، ایجاد مسئولیتپذیری برای شخص شما و همچنین برای کارمندانتان است. اگر فرهنگ مسئولیتپذیری در محیط کار جا نیفتاده باشد، هیچکس مسئولیت کارها و اقدامهایش را به عهده نخواهد گرفت. این روند منجر به کاهش مشارکت کارکنان در سازمان میشود و موسسه یا سازمان شما در جا خواهد زد. سازمان شما میتواند با شناسایی موانع پاسخگویی و جلوگیری از رشد آنها (مانند گرفتن تصمیمات در سطوح بالا و عدم شفافیت قوانین سازمانی)، روابط و مشارکت کارکنان را بهبود بخشد.
علاوه بر جلوگیری از موانع مشارکت در محیط کار، مدیران با توسعه استراتژیهای خود میتوانند کارکنانشان را در مسیر حل مسئله به جلو هدایت کنند. این کار موجب میشود مدیران و رهبران بهدرستی دغدغههای کارکنان را در محیط کار متوجه شوند. این نوع از مسئولیتپذیری افراد را قادر میکند تا در مواقع نیاز به حمایت، حمایت موردنیازشان را دریافت کنند و درکل مشارکت سازمانی هم افزایش پیدا کند.
۵-فرآیندهای کاری خوشایندتری را فراهم کنید.
اگر کارکنان شما از فرآیندها، بهاندازه رسیدن به نتایج، خرسند نباشند، شما هم به نتایج موردنظرتان نخواهید رسید. رشد، یک فرآیند و یک سفر بلند است. وظیفه اصلی شما بالا نگهداشتن KPI یا راضی نگهداشتن مشتریان نیست،
بلکه وظیفه اصلی شما بهعنوان یک مدیر یا رهبر، ایجاد یک تیم موفق با حداکثر مشارکت و حمایت از آنها است.
اگر کارکنان شما جلسات کوچینگ یا آموزشی را کاری غیرضروری یا سختگیرانه میدانند، خروجی خوبی عاید شما نخواهد شد.
بنابراین به کارکنان خود نشان دهید که استفاده از مهارتهای نرم یا سایر مهارتهایی مثل ارتباط مؤثر میتواند تا چه حد در پیشرفت و رشد آنها مؤثر باشد. شما باید آنها را متوجه کنید که بیاطلاعی از دادن یک بازخورد درست میتواند چه زیانهایی برای آنها داشته باشد و در عوض، نحوه درست ارتباط برقرار کردن و استفاده بهجا از بازخورد چه ارزشی در کار و حتی زندگی آنها ایجاد میکند.
نکته مهم: در استفاده از یک روند، حتی کوچینگ، زیادهروی نکنید. گامبهگام با کارکنان خود جلو بروید
و دائماً با آنها گفتگو کنید تا متوجه برداشت مناسب آنها از روند کار بشوید. این روزها میتوانید از ابزارهای آموزش و کوچینگ آنلاین بهره ببرید تا این وظایف را به سادهترین وجه انجام دهید و در وقت خود صرفهجویی کنید. این کار به شما اجازه میدهد دادههای خود را تجزیهوتحلیل کنید تا بتوانید شاهد بهترین عملکرد تیم خود باشید.
۶-اهداف سازمانی واهداف شخصی کارکنان را شناسایی و با یکدیگر همسو کنید.
۷۱ درصد از کارمندان احساس میکنند که مدیرانشان آنطور که باید درباره اهداف کسبوکار با آنها صحبت نمیکنند.
ایجاد هدف در سطوح سازمانی بسیار مهم است. و میتوانید از طریق مشارکت فزاینده و حضور مؤثر کارکنان، آگاهی و فرهنگسازمانی بهتر به اهداف سازمانی خود برسید؛ اهداف، محدود به ساختار کلی سازمان نمیشود. انسانها هم با ایجاد اهداف، انگیزه و عملکرد بهتری پیدا میکنند. اما جالب اینجاست که اکثر سازمانها درباره این اهداف با کارکنانشان صحبت نمیکنند.
رسیدن به اهداف شخصی، به اهداف سازمانی کمک میکند. آمارها حاکی از آن است که ۹۱ درصد از اهداف کارکنان با اهداف سازمانشان همراستا است. این آمار به معنی آن است که اگر شما به کارمندانتان در راه رسیدن به اهدافشان کمک کنید، آنها به شما در راه رسیدن به اهداف سازمان کمک خواهند کرد.
زمانی که اهداف کسبوکار و اهداف کارکنان همراستا باشند و افراد با تعهد و پشتکار به دنبال رسیدن به آنها باشند، آن زمان است که مشارکت کارکنان و فرهنگسازمانی کارآمد بهواقع شکوفا شده است. باز کردن مسیر گفتگو به کمک فرآیند کوچینگ به کارکنان اجازه میدهد که حس کنند داخل سازمان هستند نه بیرون از آن. کوچهای سازمانی میتوانند به مدیران کمک کنند که اهداف مناسبی برای خود و کارکنان تعیین کرده و روند انتقال مؤثر اهداف سازمانی به کارکنان را نیز تسهیل میکنند تا مشارکت هر چه بیشتر کارکنان به دست آید.
این کار به دلیل اینکه به کارکنان حس مهم بودن در سازمان را میدهد و آنها را از سردرگمی بیرون میآورد، باعث افزایش مشارکتشان میشود.
جمعبندی
مدیران موفق، افرادی هستند که در رویکرد خود شفاف هستند و بهطور دائمی با تیمشان حرف میزنند. آنها جلساتی برپا میکنند که همه در موضع مشارکت هستند و هر فردی در بحثها سهم و راهکاری مخصوص به خود را دارد و آن را ابراز میکند
نکته اصلی این است که اصول جلب و افزایش مشارکت کاربران پیچیده نیست اما احتیاج به اولویتبندی دارد. شرکتهایی که به موفقیتهای مالی مهمی میرسند، این کار را بهدرستی انجام میدهند و درست به همین دلیل است که میتوانند از رقبای خود پیشی بگیرند و در جایگاه بهترینها باشند. کوچینگ، روشی عالی برای کمک به تعیین اولویتها و اهداف برای سازمان و کارکنان است و کوچ نقش مهمی در تسهیل مسیر نیل به این اهداف ایفا میکند. با این کار مشارکت کارکنان افزایش مییابد چراکه احساس میکنند که حضورشان در سازمان، باارزش است.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.