بهترین و مناسبترین سبک رهبری برای توسعه سازمان خود را پیدا و اجرایی کنید.
بهترین و مناسبترین سبک رهبری برای توسعه سازمان خود را پیدا و اجرایی کنید.
در مقاله قبل به تشریح انواع سبکهای رهبری، مزایا و معایب هرکدام پرداختیم. حتماً به سبک رهبری و مدیریتی که در سازمان خود اتخاذ کردهاید، پی بردید. سبک رهبری که در پیشگرفتهاید مؤثر واقع شده است یا خیر؟ میخواهید ویژگیها و مهارتهای مرتبط با چه سبکی را فرابگیرید تا در شرایط متناسب از آن استفاده کنید؟
تصور بسیاری از مدیران بهاشتباه این است که سبک رهبری تابعی از شخصیت است. ازاینرو، باورشان انتخاب سبکی است که با خلقوخویشان مطابقت داشته باشد. حالآنکه انتخاب سبک رهبری یک انتخاب استراتژیک است. بهترین سبک رهبری باید به اقتضای یک وضعیت ویژه در سازمان انتخاب شود. بهعبارتدیگر با توجه به شرایط کاری سازمان، نوع استفاده از ۶ سبک رهبری: سلطه گرا، اقتدارگرا، پیوند گرا، دموکراتیک، پیشتاز و کوچینگ تغییر میکند. یک مدیر و رهبر برای بهبود عملکرد در سازمان، در استفاده از هر یک از این ۶ سبک، صاحباختیار است و با توجه به شرایط و مقتضیات سازمان به سراغ سبکهای متعدد رهبری میرود. اما تنها ۴ سبک از این ۶ سبک، بدون استثنا میتواند در جو کاری و نتایج حاصل از آن اثر مثبتی داشته باشد.
پس از پایان مطالعه این مقاله انتظار میرود که به زمان درست استفاده از هر یک از این سبکها و انعطافپذیری در استفاده از آنها پی ببریم و تأثیر این روند بر عملکرد و نتایج کار در سازمان را بسنجیم.
سازمان شما چه زمانی نیازمند تغییر سبک رهبری خود است؟ و دقیقاً چه زمانی به کدام سبک رهبری نیاز دارد؟
سبک رهبری سلطه گرا، تنها در شرایط اضطراری به وقوع میپیوندد و لازم است بدین شیوه، کارکنان مشکلآفرینی که کلیه روشها در رابطه با آنها با شکست مواجه شدهاست، را به ادامهی فعالیت واداشت. اما باید بعد از سپری شدن وضعیت اضطراری همچنان به استفاده از سبک رهبری دیگری متوسل شد، چراکه روحیهی افراد تحت این سبک رهبری خدشهدار میشود.
سبک رهبری اقتدارگرا بهطور خاص، زمانی بیشترین اثربخشی را برای سازمان به همراه دارد که وضعیت کسبوکار نابسامان باشد. در این وضعیت، رهبر مسیر تازهای برای سازمان ترسیم میکند و چشمانداز بلندمدت تازهای در مقابل عملکرد کارکنان قرار میدهد.
بیشترین استفاده رهبران از سبک رهبری پیوندگرا در زمانهایی است که سازمان نیازمند حفظ هماهنگی است تا روحیهی کارکنان بالا برود و اعتماد درهمشکسته، ترمیم یابد. سازمانهایی که به دلیل حضور رهبران بیرحم که از اعتبار کارکنانشان سوءاستفاده میکنند، کارکنان را در مقابل هم قرار میدهند و حتی فضای کاری را سرشار از بدگمانی و خستگی میکنند، نیازمند چنین سبک رهبری هستند تا پیوند عاطفی، بروز صداقت احساسی میان افراد و وضعیت درهمریختهی سازمان را بهبود بخشد و جو سازمانی را به حالت عادی بازگرداند.
سبک رهبری دموکراتیک برای رهبرانی که چشمانداز نیرومندی در اختیار دارند، مثمر ثمر است. ازاینجهت که شنیدن نقطه نظرات مختلف و خلق ایدههای تازه در به اجرا درآوردن چشمانداز، کارایی خوبی خواهد داشت.
سبک رهبری پیشتاز زمانیکه کلیهی کارکنان خودانگیخته باشند و به راهنمایی و هماهنگی کمتری نیاز داشتهباشند، کارایی دارد. درست زمانی که قرار است تیمی با استعداد را رهبری کنید، سبک رهبری پیشتاز سازمان را به اهداف خود نزدیک میکند یعنی هر کاری سر موقع یا حتی پیش از موقع به انجام میرسد.
درنهایت سبک رهبری کوچینگ. این سبک رهبری در ارتباط با کارکنانی که خواهان تربیت شدن، پیشرفت و توسعه فردی هستند و سازمانی که برای توسعه و ارتقاء کارمندان خود ارزش قائل است، بهترین نتیجه را به همراه دارد. مشتاق بودن کارکنان یکی از اصلیترین شرایط مؤثر بودن این سبک رهبری است. مشتاق بودن کارکنان بدین معناست که هر یک از آنها از نقاط ضعف خودآگاه بوده و درصدد بهبود عملکردشان باشند.
انتخاب بهترین سبک رهبری برای سازمان شما
سبک رهبری اقتدارگرا و یک رهبر اقتدارگرا ویژگیهایی دارد که این ویژگیها مسبب بهتر شدن عملکرد کارکنان است:
اولین ویژگی یک رهبر اقتدارگرا، بصیرت و بینش بالای او در نشان دادن چشمانداز سازمان به افرادش و نحوهی اثربخشی کارکرد کارکنان در چشمانداز پیش روی سازمان است. این بصیرت رهبر به کارکنان نیز سرایت میکند چراکه آنها نیز درمییابند که کارکردشان به چه میزانی برای سازمان اثرگذار است و چرایی اهمیت کارشان را درک میکنند.
دومین ویژگی یک رهبر اقتدارگرا، به حداکثر رساندن تعهد افراد به اهداف و استراتژیهای سازمان است.
سومین ویژگی یک رهبر اقتدارگرا، تعریف استانداردهایی است که حول چشمانداز اصلی سازمان میچرخد.
چهارمین ویژگی یک رهبر اقتدارگرا، اعلام هدف اصلی سازمان و آزادی دادن به افراد برای انتخاب وسیلهی دستیابی به این هدف سازمان است.
با توجه به ویژگیهایی که برای یک رهبر اقتدارگرا نام بردیم و تأثیرات مثبتی که در هر وضعیت کاری ایجاد میکند، میتوان به اثربخش بودن این سبک نسبت به ۵ سبک دیگر رهبری اشاره کرد.
همچنین با نگاه به اثرات مثبتی که سبک رهبری پیوندگرا در جو سازمانی ایجاد میکند، میتوان گفت برای اکثر شرایط سازمانی، سبک پیوندگرا، یکی از سبکهای رهبری خوب است.
رهبران سرآمد جهان به این دلیل که سبک رهبری اقتدارگرا به ترسیم چشمانداز میپردازد و استاندارهایی را تعیین میکند و در طرف دیگر سبک رهبری پیوندگرا به ارتباط میان کارکنان در یک سازمان و ایجاد حس تعلق آنها در سازمان بسیار اهمیت میدهد، از سبک رهبری پیوندگرا در ارتباط با سبک رهبری اقتدارگرا بهره میبرند و اوضاع ادارهی سازمان را به نفع شرایط ذهنی خودشان پیش میبرند.
ازاینرو به رهبران سازمان پیشنهاد میشود که از سبک رهبری پیوندگرا در ترکیب با سبک رهبری اقتدارگرا سود ببرند و ترکیب نیرومندی برای سازمان ایجاد کنند.
همچنین مطالعه کنید:هشت ویژگی ضروری یک راهبر موثر
رهبران سیال و اثربخش دست در دست کارمندان اثربخش
بهطورکلی، رهبرانی که بر هر ۴ سبک رهبری اقتدارگرا، پیوندگرا، دموکراتیک و کوچینگ تسلط کافی دارند، فضایی مدیریتی بهتر و درنتیجه عملکرد سازمانی بهتری خواهند داشت.
این رهبران با انعطاف بالایی در نحوهی عملکردشان و انتخاب سبکهای مدیریتی به اقتضای شرایط، بنگاههای بزرگ خود را در راه رسیدن به آنچه در فکرشان میگذرد هدایت میکنند.
شم رهبری کردن این افراد بدین گونه است که بهراحتی سبک خود را تعدیل میکنند تا به بهترین نتایج دست یابند.
این رهبران به دلیل سیال بودنشان در انتخاب سبک رهبری، میتوانند فضای بهتری به جنبههای مختلف سازمان بدهند، افراد را به نوآوری تشویق کنند و با کارکنان در ارتباط با چشمانداز سازمان به گفتوگو بنشینند.
حال شاید برایتان سؤال پیش بیاید که چگونه میتوان این سیال بودن در انتخاب سبک رهبری را داشت.
راهحل اول این است که بهعنوان رهبر، گنجینهی سبکهای مدیریتی خود را گسترش دهیم. بهعنوان رهبر باید درک کنیم کدام ویژگی هوش هیجانی، اساس سبک رهبری است که از داشتنش محروم هستیم. سپس در جهت تقویت آن ویژگی، باپشتکار فراوان دست به تلاش بزنیم. مهارتهای مربوط به هر یک از سبکهای اقتدارگرا، پیوندگرا، کوچینگ، دموکراتیک و پیشتاز را تا جای ممکن فرابگیریم.
البته این نکته قابلچشمپوشی نیست که تمامی رهبران قدرت سیال بودن در انتخاب سبک رهبری را ندارند و ممکن است نهایتاً تنها به دو سبک اکتفا کنند. این موضوع قابلدرک و بهراحتی قابل حل شدن است.
یک راهحل سادهی این امر، انتخاب مجموعهای از کارکنان و تشکیل تیمی از افراد در سازمان است که واجد شرایط ویژگیها و مشخصههای اصلی سبکهایی باشند که رهبر فاقد آنان است. در این صورت رهبر میتواند از این ویژگیها در تصمیمات اساسی برای سازمان بهره ببرد.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.